ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
22
لمعات الهيه (فارسى)
تنبيه كلامى [ بيان مفاسد قول و معتقد اهل كلام در مساله ، ملاك احتياج در ممكنات ] مخفى نماناد كه بنا بر اينكه در علت احتياج به علت ، حدوث معتبر باشد ، تنها يا با امكان ، ممكن در بقا محتاج به علت نمىباشد ، زيرا كه بعد از حدوث ، حدوث ثابت نيست پس احتياج ثابت نخواهد بود . لهذا جماعتى از ايشان گفتهاند كه ممكن در بقا محتاج به علت نيست ، حتى بعضى گفتهاند كه اگر العياذ باللّه بر فرض محال بر واجب الوجود عدم جايز باشد و معدوم بشود ، باز آسمان ، آسمانست ، و ريسمان ريسمان ، و همه چيز به خودى خود برپا است ، و اين رأى سخيفترين مذاهب و آراست ، چنان كه از تحقيقات سابقه ظاهر گرديد . بلكه مستلزم « 1 » انقلاب ذوات امكانيه است بواجب الوجود بالذات ، بيانش موجب تطويل و منافى اختصار است ، و جماعتى چون ديدند كه معتبر بودن حدوث در علت احتياج مستلزم عدم احتياج به علت است در بقا ، و اين معنى را منافى نص قرآن مجيد يافتند ، در اعراض بتجدد امثال قايل شدند ، به اين معنى كه هيچ عرضى از اعراض در محل خود باقى نمىماند ، بلكه در هرآنى از آنات فردى از سواد مثلا بجسم قايم مىباشد كه در آن سابق و لا حق نبوده باشد ، پس اعراض دائما محتاج به علت مىباشند به جهت اينكه همه زمان وجود آنها زمان حدوثست ، و چون اجسام محتاج مىباشند به اعراض و محتاج بمحتاج ، محتاجست ، از اين جهت اجسام نيز محتاج مىباشند به علت ، و اگر بخواهم جرح و تعديل امثال اين مذاهب فاسده نمايم ، چراغ پيه مىخواهد ، و دوات مركب ، رساله كتاب مىشود ، و اوقات ضايع ، و اختصار فوت مىشود ، و مجال تأليف تنگ ، اگرچه همينقدر هم خروج از وضع رساله است ، ولى چكنم مطلب بزرگست و اصل اصيل ايمانست ، و ركن ركين از اركان اسلام ، مسامحه و مساهله را در تحقيق
--> ( 1 ) - بيان اين استلزام بنحو اختصار آنست كه بنابراين قول بايد در ممكنات مجعولات لا بالذاتى نباشد ، خواه ماهيات در مجعول بودن اصل باشند و يا وجودات ، و سلسله مجعولات البته بمجعول بالذات منتهى مىباشد ، و الا جاعليت و مجعوليت متصور نخواهد بود متفطن باش . على الطهرانى .